تبليغاتX
هماي رحمت
سیر تاریخی پیدایش و انتشار اسلام و تشیع در ایران

آراء اندیشمندان اسلامی و مستشرقین در خصوص اسلام ایرانیان(۴):

همانطور که در پستهای قبلی نوشته شد،عده ای از مستشرقین و مورخین  علت علاقه به مذهب شیعه بین ایرانیان را انتساب این بزرگواران به پادشاهان ساسانی می دانند.
مطلب دیگری که در رد این نظریه می توان گفت این است که اگر علاقه ایرانیان به اهل بیت(ع) به این دلیل بوده ، در نتیجه می بایست برای خاندان اموی نیز به همین دلیل احترام قائل باشند.زیرا در زمان ولیدابن عبدالملک در یکی از جنگها یکی از نوادگان یزدگرد به نام ((شاه آفرید)) به اسارت در آمد و ولیدابن عبدالملک با او ازدواج کردو از او یزیدابن ولید معروف به ((یزیدناقص)) به دنیا آمد که پس از پدرش بر تخت سلطنت نشست.سوال این است که چرا ایرانیان برای یزید که از نسل پادشاهان ساسانی است چنین تکریمی قائل نمی شوند؟اما برای امام رضا(ع)که در ششمین پشت به یزدگرد می رسد این همه ابراز علاقه و احساسات می کنند.
شاهد مثال دیگر اینکه عبیدا... بن زیاد از مادری ایرانی و پدری مجهول النسب است.اما نه تنها به واسطه نسبتش با ایرانیان قابل احترام نیست بلکه برعکس شخصیتی منفور و پست از نگاه عموم مردم ایران است.
در پستهای بعدی بیشتر خواهیم نوشت.

یا علی مددی



+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 22:1  توسط سيد مهدي  | 

آراء اندیشمندان اسلامی و مستشرقین در خصوص اسلام ایرانیان(۳):

مطلب دیگری که در باب ازدواج امام حسین(ع)و شهربانو دختر یزدگرد مطرح است صحت و یا عدم صحت اصل موضوع است.در این زمینه شهید مطهری داستانی نقل می کند که خالی از لطف نیست:
کسی گفت امام زاده یعقوب را در بالای مناره گرگ درید.دیگری گفت:امامزاده نبوده پیغمبرزاده بوده.یعقوب نبود یوسف بود.بالای مناره نبود ته چاه بود.تازه اصل موضوع دروغ است و یوسف را اصلا گرگ ندرید!
عده ای از صاحب نظران ایرانی(مانندشهیدمطهری)ومستشرقین(مثل ادواردبراون و کریستین سن)اصل این موضوع را مشکوک می دانند.در بین مورخین تنها یعقوبی است که جمله ای مبنی بر این موضوع دارد(تاریخ یعقوبی) و در جای دیگری این موضوع نیامده است.در کتاب اصول کافی مطلبی در تایید این ازدواج آمده است لکن به دلیل وجود نام دو تن از کذابین در سلسله راویان این حدیث محدثین آنرا معتبر نمی دانند.
در پستهای بعدی بیشتر خواهیم نوشت.
 
یا علی مددی

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 11:41  توسط سيد مهدي  | 

آراء اندیشمندان اسلامی و مستشرقین در خصوص اسلام ایرانیان(۲):

یکی از موضوعاتی که برخی از مستشرقین و بعضی از اندیشمندان ایرانی آن را به عنوان دلیلی بر حمایت ایرانیان از اهل بیت(ع)ذکر کرده اند موضوع ازدواج امام حسین(ع)با شهربانو دختر یزدگرد سوم است.در واقع این عده بر این عقیده اند که انتساب اهل بیت(ع) به واسطه این ازدواج به شاهان ساسانی و تولد امام سجاد(ع) از این شاهزاده ایرانی دلیل محبت و علاقه مردم ایران به اهل بیت بوده و حتی عزاداری برای سیدالشهدا(ع)را نیز به این موضوع نسبت می دهند.در این پست و پستهای آینده به این موضوع خواهیم پرداخت.
مطلب اول اینکه زمانیکه برتری مسلمانان برارتش ایران مسلم شد یزدگرد از پایتخت گریخت و به قولی با هزار نفر از  خدم و حشم و حرمسرای خود گریخت.او شهر به شهر میرفت و از مردم تقاضای حمایت    می کرد.اما در این کار توفیقی بدست نیاورد و به خراسان رفت .در آنجا نیز نتوانست کاری از پیش ببرد و بدست آسیابانی(و یا به روایتی یکی از مرزبانان) کشته شد.حال سوال این است که مردم ایران که حاضر به حمایت و حتی پناه دادن به یزدگرد نشدند چگونه بخاطر پیوند اهل بیت(ع)با پادشاه ساسانی به آنها علاقه مند می شوند؟
مطلب بعدی اینکه آیا ایرانیان بواسطه انتساب مادر امام سجاد(ع)به پادشاهان ساسانی شانی بیشتر از مادر سایر ائمه برای شهربانو قائلند؟ جواب این سوال کاملا واضح و روشن است.
در پستهای بعدی بیشتر خواهیم نوشت.
یاعلی مددی

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 22:26  توسط سيد مهدي  | 

آراء اندیشمندان اسلامی و مستشرقین در خصوص اسلام ایرانیان(۱):

مستشرقین و اندیشمندان مسلمان عوامل مختلفی را در خصوص اسلام آوردن ایرانیان ذکر کرده اند.در این پست وپستهای بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت.

قرآن ، کتاب بی نظیر آسمانی:

ادوارد براون در کتاب اسلام خود آورده است: اوستا متضمن اصول عقاید شخص شهیری مانند زرتشت و محتوی احکام آییین دنیای قدیم است.لیکن این نکته را می توانم از طرف خود بگویم که هر چه بیشتر به مطالعه قرآن می پردازم،و هرچه بیشتر برای درک روح قرآن کوشش می کنم بیشتر متوجه قدر و منزلت آن می شوم.اما بررسی اوستا ملال آور و خستگی  افزا و سیرکننده است.مگر آنکه به منظور زبانشناسی،علم الاساطیر و یا مقاصد تطبیقی دیگر باشد.

بی گمان یکی از جاذبه های همیشگی اسلام، قرآن ،این معجزه جاودانه بود که توانست در قرون متمادی باعث گرویدن موج عظیمی از زرتشتیان به اسلام گردد. تقریبا همه مستشرقین و اندیشمندان اسلامی در این موضوع اتفاق نظر دارند.

یا علی مددی


+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 12:58  توسط سيد مهدي  | 

۲ـ فساد در طبقه موبدان:

یکی دیگر از عوامل انحطاط امپراتور قدرتمند ساسانی ، فساد حاکم بر طبقه موبدان و روحانیون حاضر در صحنه سیاسی آنروز بود.اصولا معرفی و دفاع نادرست از یک عقیده ، می تواند بزرگترین ضربه و آسیب به آن باشد.زردشتیان آنچنان مغرور و متعصب و درگیر تعصبات خشک و بی مغز بودند که واژه هایی مانند عدالت،آزادی و برابری برای آنها نامانوس بود.طبقه روشنفکران آنروز را نیز مسیحیان تشکیل می دادند که با استفاده از فضای بوجود آمده در حال دست یافتن توفیقاتی نیز بودند.اما با ورود اسلام، این امر تحقق نیافت.از این روست که بسیاری از مورخین،بیشترین شکست در ایران را متوجه مسیحیت دانسته اند.چرا که اسلام حلقه اتصال تبلیغات مسیحیت را در خاور میانه گسست و بعدها حتی به قلب ممالک مسیحی نیز نفوذ کرد.

یا علی مددی


+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 21:48  توسط سيد مهدي  | 
اسلام در شرایطی به ایران وارد شد که اوضاع سیاسی ایران درگیر اغتشاشات و کشمکشهای بسیاری بود.اما از نظر نظامی هنوز قدرت بسیاری داشت .اما اینکه چطور یک سپاه حدود شصت هزار نفری بر ارتش جمعیت 140میلیونی آن زمان که بسیاری از آنان سرباز و نظامی بودند جای تامل است.اگرچه نقش شور و اعتقاد راسخ مسلمانان به دین مبین اسلام و تاثیر شگرف شخصیت الهی رسول ا...(ص) بسیار قابل توجه است ،اما این عامل به تنهایی نمی تواند علت غلبه سپاه چند ده هزار نفری اسلام بر ارتش میلیونی ایران باشد. اجمالا در این پست و پست های آینده علل شکست ارتش ایران از سپاه اسلام را بررسی خواهیم کرد.
1- نارضایتی مردم:
نارضایتی مردم از حکومت ساسانی یکی از مهمترین عوامل شکست حکومت ساسانی بود.ریشه این نارضایتی را می توان در مسائلی چون نظام طبقاتی آن روز،حاکمیت ظالمانه،وضع اجتماعی و اقتصادی آن دوران،انحصار علم و دانش در طبقه اعیان و موبدزادگان،رفتار مفسده انگیز موبدان فاسد،بی معنا شدن واژه هایی مانند عدالت و آزادی و برخورد گزینشی بادین زرتشت جستجو کرد.

یا علی مددی


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 19:49  توسط سيد مهدي  | 

دیدگاه پیامبر(ص) درباره ملیت:

رسول اکرم(ص) همواره مراقبت می کرد پای تعصبات قومی بین مسلمین مطرح نشود.در جنگ احد یک جوان ایرانی پس از آنکه ضربه ای بر یکی از کفار فرود آورد،گفت:خذها وانا الغلام الفارسی.یعنی این ضربت را از من تحویل بگیر که منم یک جوان ایرانی.پیامبر(ص)فرمودند:چرا نگفتی منم یک جوان انصاری؟یعنی چرا به چیزی که آیین و مسلکت است افتخار نکردی؟

درروضه کافی آمده که روزی سلمان فارسی با عده ای در مسجد نشسته بودند.هرکسی درباره اصل و نسب خود چیزی می گفت و به آنها می بالید. تا اینکه نوبت به سلمان رسید.این مرد تعلیم یافته دامان پیامبر گفت:من سلمان هستم و پسر یکی از بندگان خداوند . گمراه بودم و خداوند مرا بوسیله محمد راهنمایی کرد.فقیر بودم و مرا بوسیله محمد بی نیاز کرد.برده بودم و خداوند بوسیله محمد مرا آزاد کرد. این است اصل و نسب من.گزارش  این جریان را خدمت پیامبر رساندند.پیامبر فرمود:ای گروه قریش!خون یعنی چه؟نژاد یعنی چه؟نسب افتخارآمیز هرکس دین اوست.

یا علی مددی


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 21:29  توسط سيد مهدي  | 

اسلام، ناسیونالیسم،انترناسیونالیسم
گرایش به جنبه های قومی و ملی در زبان انگلیسی،  ناسیونالیسم خوانده می سود و معادل فارسی آن ملت پرستی است.ناسیونالیسم مشتمل بر احساسات و عواطف قومی و ملی بدون اتکا بر عقل و منطق بوده و در واقع مرز مجازی بین ملل مختلف محسوب می گردد.نقطه مقابل ناسیونالیسم ، انترناسیونالیسم است که به کلی مخالف هر نوع احساسات ملی و قومی است.
نقطه نظر اسلام در این خصوص حد وسط این دو امر است.یعنی نقاط منفی ناسیونالیسم را که منجر به خصومت و عداوت و تضییع حقوق دیگران می شود را رد نموده و در مقابل انترناسیونالیسم را نیز که حتی نقاط مثبت ناسیونالیسم را هم مورد تخطئه قرار داده را محکوم کرده است.
با تعمق بیشتر در اسلام ومقایسه آن با مکاتب دیگر الهی یا بشری می توان اعتدال اسلام را بیش از پیش درک کرد.
یا علی مددی


+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 22:4  توسط سيد مهدي  | 

اسلام و ملیت ایرانی:
از زمان هخامنشیان تاکنون که تمام ایران کنونی وبعضی از کشورهای همسایه تحت یک فرمان در آمدند ، بیست و پنج قرن می گذرد.چهارده قرن از این قرون را  ایران با اسلام بوده است.با این دین زندگی    کرده ایم و با آداب  و سنن آن زیسته ایم و حیات و ممات ما با این دین بوده است.
یکی از مسائلی که در قرن حاضرو قرن گذشته مورد توجه دوست ودشمن قرار گرفته بحث ملیت(ناسیونالیسم) است.این مساله در جهان اسلام هم مشکلاتی را بوجود آورده است.ناسیونالیسم در اسلام جایگاهی ندارد و اسلام همه ملل مسلمان را امت واحده می داند و از تفرقه بر حذر می دارد.شاهد این مطلب را در مبارزات ضد استعماری مسلمانان می توان یافت.هر جا که در این مبارزات پای ملیت در میان بود شکست بود و هر جا که حرکت یک حرکت  مذهبی بود،با پیروزی قرین بوده است.(مبارزات کشورهای الجزایر،اندونزی،کشورهای عربی و پاکستان از این دسته اند.)
به هر حال موج نژاد پرستی و ملیت پرستی که عامل محرک آن در قرون اخیر اروپاییان بوده اند،مشکلات زیادی را برای جهان اسلام بوجود آورده است.مشکلاتی که هنوز هم دنیای اسلام درگیر آن است.
بیشتر خواهیم نوشت.
یا علی مددی


+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 19:34  توسط سيد مهدي  | 

یکی از دوستان شفیق ما نحوه تعامل دو فلسفه بودیسم و کنفوسیانیزم(فلسفه کنفوسیوس )را خواسته بودند.اگرچه این موضوع خارج از سلسله بحثهای این وبلاگ است اما در حد بضاعت به این مقوله خواهیم پرداخت.

فلسفه بودا و کنفوسیوس تقریبا در یک مقطع زمانی(به فاصله دویست سیصد سال)ظهور و رشد و نمو پیدا کردند.مبدع هردو فیلسوف بودند و ادعای پیامبری نداشتند.بودا به کلی قائل به حذف خدا و عدم پرستش خدا یا خدایان بوده و کنفوسیوس نیز اگرچه منکر خدا نبود اما عملا در آداب آیینی شان اعتنایی به این مقوله نداشتند.این دو فلسفه به دلیل نقاط اشتراکشان و داشتن روح دنیا گریزی و پرداختن به امور درونی و روحی انسان ، در کنار یکدیگر مشکلی نداشتند و به نوعی همزیستی مسالمت آمیزی را با یکدیگر داشتند.بنا بر این دلیلی برای خصومت و اختلاف با یکدیگر نداشتند.بودا بر سه اصل سیرت(اخلاق) و حکمت و تمرکز(ذن) استوار است.این اصول در کنفوسیانیزم نیز کم و بیش حاکم است. نکته جالب اینکه آیین بودایی و کنفوسیوس از جمله آیینهایی هستند که مقوله پرستش را یا نفی کرده اند و یا به آن بی اعتنا بوده اند ، با این حال بیشترین معابد و پرستشگاه ها در دنیا به این دو آیین تعلق دارد.

یا علی مددی


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 14:52  توسط سيد مهدي  |