علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را كه به ماسوي فكندي همه سايه هما را
دل اگر خدا شناسي همه در رخ علي بين به علي شناختم من به خدا قسم خدا را
سلام.
سلام خدمت همه دوستان .
مدتي بود كه مي خواستم مطالبي رو در موضوع اميرالمومنين(ع) بنويسم.
به هر تقدير ممكن نشد تا الان كه در خدمت شما هستم.
قسمتي از نوشته هام برگرفته از روايات تاريخي و قسمتي هم واگويه هاي دل خودمه.
اميدوارم براي خوانندگان مفيد باشه.
آيا تا به حال از خودتون پرسيديد چرا كشور ما ايران بزرگترين كشور شيعه است و بيشترين جمعيت
شيعه بصورت متمركز در ايران زندگي مي كنند؟
و يا اينكه با وجود اينكه ايران توسط خليفه اول فتح شد اما غالب ايرانيان شيعه هستند؟
و اينكه ايران همواره پايگاه امن و مطمئني براي امامان،امامزاده ها و شيعيان تحت تعقيب حاكمان
جور بوده است.
و... و... و...
شايد با دونستن بعضي از مطالب كه در واقع جزء غير قابل انكاري از هويت ملي و ديني ما محسوب
ميشه ، اعتقاد عميقتري نسبت به خدا ، اهل بيت(عليهم السلام) ودر كل نسبت به مقوله دين و مذهب
پيدا كنيم.
ارتباط ايرانيان با اميرالمونين (ع) يك ارتباط عميق و ريشه دار است. همه شما سلمان ، صحابه خاص
پيامبر را مي شناسيد و رواياتي كه نشان دهنده ذكاوت و هوش ايشان بوده را حتما شنيده ايد.زمانيكه
پيامبر (ص) به پيامبري مبعوث شدند، اعراب بت پرست بودند، كافر و مشرك.
و خانه كعبه كه روزگاري كانون توجه مومنان و موحدان بود به بتكده اي تاريك و خاموش بدل شد
و مردم پيرو سنتهاي جاهلي بودند كه يادگار ساليان سال دوري از وحي، نبوت و خدا بود.
تا اينكه خورشيد ربيع طلوع كرد و اس و اساس كفر و شرك و نفاق را لرزاند و فروريخت.
ودنيا جان تازه اي گرفت، به نورايمان روشن شد
و نورحق و حقيقت جاي تاريكي ظلم و جور وكفررا گرفت.
ايام گذشت پيامبر رحلت نمود و اتفاقي افتاد كه مسير تاريخ را الي الابد تغيير داد
و آنچه نبايد اتفاق مي افتاد اتفاق افتاد.
سقيفه بني ساعده و آن جرياناتي كه بازگو كردن آنها جز بازشدن يك زخم كهنه ثمره ديگري ندارد.
در زمان خليفه اول اميرالمومنين(ع) سكوت نمود . سكوتي كه خود فرياد حقانيت امام(ع) بود.
همه خلفا به كرات از امام (ع) به عنوان ناجي خود ياد نمودند
و در امورات مختلف از مشاوره با ايشان استقبال مي كردند.
يقينا مي دانستند علي كيست و چگونه روح و جان او از عنفوان جواني با وحي پيوند خورده است.
نظر ايشان را در مسائل روز نافذ مي دانستند و گاهي اوقات هم براي فرونشاندن فتنه ها از
نفس حق ايشان بهره مي بردند.
خليفه اول امام(ع) را مسئول بيت المال مسلمين قرار دادند. چون او مردي بود كه فقط خدا را مي ديد
و در اجراي عدالت با هيچ كس ، ملاحظه كار نبود.
اميرالمونين پذيرفتند و بر مسند بيت المال مسلمين سالها به مردم خدمت نمودندو دست زياده خواهان
را از بيت المال كوتاه كردند.
ايشان براي رتق و فتق امور و رسيدگي به امور مالي، دو ايراني را انتخاب كردند.
اين در حالي بود كه هنوز ايرانيان اسلام را نپذيرفته بودند(البته عامه آنها) و اينكه آيا اين دو نفر
مسلمان شده بودند يا خير نيز محل سؤال است.
اطرافيان نسبت به اين تصميم واكنش نشان دادند و گفتند آيا مجوسيان را بر مسند بيت المال مسلمين نشاندي؟
ايشان بر صحت تصميم خود اصرار داشتند و فرمودند: ايرانيان را انتخاب كردم چون آنها مردمي صادق و امين هستند.
** لازم به توضيح اينكه در آن زمان ايرانيان به ديوانداري مشهور بودند و در اين زمينه شهره خاص و عام بودند.**
من شخصا زمانيكه اين جمله اميرالمومنين(ع) رو خوندم به خودم باليدم. از اينكه پيشينه تاريخي ما
يك پيشينه مثبت و روشن است. و مورد تاييد ائمه(ع) بوده و مورد توجه ايشان بوده ايم.
شايد تا حدودي تونسته باشم شما رو به فضاي مورد نظرم ببرم. به هر حال اگه عمري باقي بود در
نوشته هاي بعديم مطالب بيشتري رو با محوريت اميرالمومنين(ع) و ايرانيها خواهم نوشت.
از صبر، حوصله و توجهتون متشكرم.
از اونجاييكه در روايات تاريخي ممكنه اختلافاتي هم باشه راهنمايي و انتقاد شما عزيزان ميتونه در
محتواي وبلاگ تاثير بسزايي داشته باشه.
پس منتظريم.
يا علي مددي








