تبليغاتX
هماي رحمت
سیر تاریخی پیدایش و انتشار اسلام و تشیع در ایران

به نام خدا
طبق روال هر هفته خواستم ادامه مباحث رو بنويسم، اما نميدونم چرا اينبار قلم روان نميشه.
اين روزها روزهاي عشق و حماسه است و عقل مجال موندن و ايستادن نداره.سخن گفتن از عاشورا و مصائب بزرگ اون واقعا سخته.تجسم و تصور اون روزها و اون لحظه ها براي ما كه فقط مرور خاطرات مجازي است خيلي سخته، چه برسه به اينكه خودت توي اون صحنه باشي و با پوست وگوشت و استخونت اونو درك كني.

نميدونم چطور ميشه اين همه مصيبت و غم رو يكجا تحمل كرد! تحمل از دست دادن برادري كه عمود خيمه گاه امام بود و با رفتنش كمر آقا شكست.غم شهادت پسري كه خلقا و اخلاقا شبيه ترين افراد به رسول الله بود.خاموش شدن صداي گريه كودك شش ماهه اي كه با تشنگيش دين خودشو ادا كرد . شايد به زبون شيرينش  به باباش  گفته: باباي تنها و غريبم بيش از اين ازم كاري ساخته نبود.مصيبت از دست دادن عزيزان و ياراني كه هر كدومشون داستاني ودرسي براي ما دارند. تازه بعد اين همه مصيبت و درد و رنج بي بي زينب سلام الله عليها فرمود:ما رايت الا جميلا.من در كربلا چيزي جز زيبايي نديدم!

واقعا عجيبه!!
اما همه اينها يكطرف ، نگراني اهل حرم و كودكان طرف ديگر.
اسارت!
نميدونم بي بي زينب توي اسارت چي كشيد كه از اسارت و اقامت در شام بعنوان سخت ترين لحظه هاي اين واقعه ياد ميكنه و قدش خميد و موهاي سرش سفيد شد و ....
آه ! آه ! آه !
ديگه وقته سفره،
عجله نكنيد !
مهلا مهلا!!

يادمون باشه كه عاشورا يك روز نيست.عاشورا فرياد هميشه حق بر پيكر نحيف و پوشالي باطله و شمشير هميشه برنده مظلوم بر شاهرگ ظلم و فساد و بدعته.
امروز عاشوراست.فردا هم عاشوراست و آينده از آن عاشوراييان است.
كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا.
التماس دعا.
يا علي مددي.

 


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 20:0  توسط سيد مهدي  | 

در ادامه آشنايي با اعتقادات ايرانيان قبل از ظهور اسلام و ريشه شيعه شدن آنان در اين پست به يكي ديگر از باورهاي مذهبيشان اشاره مي شود.
تجسم اعمال
در كتاب مينوي خرد آمده است: هنگامي كه روان پارسايان از پل چينود عبور مي كند، پل به اندازه يك فرسنگ پهن مي شود و كردار نيك فرد پارسا به شكل دوشيزه اي  زيبا به پذيره اش مي آيد.روان پارسا از او مي پرسد: تو كيستي كه اينچنين زيبا هستي؟دوشيزه در پاسخ گويد: من دوشيزه نيستم، بلكه كردار نيك تو هستم.
در آيات  قرآني و روايات ديني به مساله تجسم اعمال تصريح و اشارات گوناگون شده است.** و وجدو ما عملو حاضرا ** آنچه كردند حاضر يافتند.(سوره كهف آيه۴۹)
و يا آيه ** يا ايها الذين آمنو اتقوا الله ولتنظر نفس ما قدمت لغد.**  اي اهل ايمان از خدا بترسيد و هر نفسي بنگرد تا چه عملي براي فرداي خود پيش مي فرستد.(سوره حشرآيه۱۸)
دلا رفيق سفر بخت نيك خواهت بس          نسيم روضه شيراز،پيك راهت بس
به منت دگران خو مكن كه در دو جهان        رضاي ايزد و انعام پادشاهت بس
بهيچ ورد دگر نيست حاجت اي حافظ        دعاي نيمشب و درس صبحگاحت بس

پي نوشت دو پست قبلي: دو پست قبل در ارتباط با معاد و نشور مردگان بود.در كتاب مينوي خرد آمده است كه : مردمان در آغاز آفرينش چنان دانا بودند كه پاداش هر كار نيك و عقوبت هر كار بدي را به چشم خويش مي ديند، آگاه مي شدند و گناهي از ايشان سر نمي زد.سپس اهريمن پاداش كار نيك و عقوبت گناه را پنهان كرد و گفته اند آن چيزي كه اهريمن گرفت شامل چهار چيزبود:مزد كارنيك ، عقوبت گناه، انديشه مردمان و فرجام كار.
نظير اين عقيده در دوران بني اميه از طريق گروه مرجثه رواج يافت. براي اينكه مردم نسبت به يكديگر نظري ندهند و ميان كار نيك و زشت فرقي  نگذارند به آنها تعليم مي دادند كه مجازات و پاداش بايد به تاخير  افكنده شود و به ظاهر مردم نبايد توجه داشت.باطن را هم كه خداوند مي شناسد!!!بنابراين خداوند در روز قيامت هرطور كه بخواهد افراد را پاداش مي دهد يا عقوبت مي كند و در اين دنيا نمي توان گفت چه كسي خوب و چه كسي بد است.

یا  علی مددی


 


+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 20:49  توسط سيد مهدي  | 
سلام دوستان
عيدتون مبارك.
همه از سادات توقع عيدي در روز عيد غدير دارند كه البته توقع بجايي است.من هم به رسم ادب ، شعري رو كه چند روز پيش سرودم به محضرتون تقديم ميكنم.
غدير
روز عيد است
روز جشن و نزهت لاهوتيان
شادي آن ساكنان  عرشي،
آن والا نشينان
روز عرفان اميرالمومنين است
او كه مرواريد چشمش ريخت بر پهلوي زهرا
او كه خم شد قامتش در محنت و رنج زمانه
محنت نامردمان مرد پيكر
او هماي رحمت خلق و خلائق
رحمة للعالمين است
افضل كون و مكان، قرآن ناطق
باب علم ،
 اول امين و مومن دين مبين است
او كه ياري كرد دين را
با زبان و دست و بازو
او كه باشد اسوه عشق و شهامت
او ستون غيرت و عرق و شجاعت
او صراط مستقيم و
او امام متقين است.
واي بر ما
واي بر آنها كه ديدند و نديدند
كاش ما هم لحظه اي ادراك مي كرديم
كاش آني درك مي كرديم
يا علي جان
با تو بودن خدا را عشق است
به علي ثانيه وثانيه ها را عشق است.


                                                                     سيد مهدي علوي
                                                                     دوم دي ماه ۱۳۸۶

التماس دعا

تحفه اي چند بود(بد) از درويش        چه كند بينوا ندارد بيش

يا علي مددي


+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 8:28  توسط سيد مهدي  |