مژده اي دل كه دگر باد صبا باز آمد
هدهد خوش خبر از طرف سبا باز آمد
هدهد خوش خبر از طرف سبا باز آمد
بركش اي مرغ سحر نغمه ي داوودي باز
كه سليمان گل از باد هوا باز آمد
لاله بوي مي نوشين بشنيد از دم صبح
داغ دل بود به اميد دوا باز آمد
چشم من در ره اين قافله ي راه بماند
تا بگوش دلم اواز درا باز آمد
گرچه حافظ در رنجش زد و پيمان بشكست
لطف او بين كه به لطف از در ما باز آمد

مسيحيت:
مساله پيدايش مسيحيت در ايران ، تحت فشار قرار گرفتن آن، مقاومت و سرسختي مسيحيان در برابر زرتشتي گري و سپس نفوذ و توسعه دين مسيحيت در ايران و در نهايت تمايل برخي از پادشاهان ساساني و گرويدن بسياري از خاندانهاي اصيل زرتشتي به اين دين داستاني عبرت آموز است و نشان دهنده ضعف معنوي دين زرتشت عليرغم قدرت روحانيون آن دين در ميان ايرانيان است.
شهيد مطهري در كتاب خدمات متقابل اسلام و ايران مي نويسد: اگر اسلام به ايران نيامده بود ،مسيحيت ايران را مي گرفت و آيين زرتشت يه دست عيسويت تباه مي شد.همچنانكه كيشهاي مانوي ومزدكي نيز از داخل ايران ظهور كرده بودند رقيبهاي سرسخت ديگري براي آيين زرتشتي بودند وزردشتيان كينه شديدي نسبت به آنها داشتند و به همين دليل است كه زردشتيان ايران مانويها و مزدكيها و حتي مسيحيها را بيشتر از مسلمانان دشمن مي دانستند.در دوره اسلام مكرر شاهد همكاري روحانيون زرتشتي با مسلمانان عليه مانويها و مزدكيها هستيم.از سوي ديگر مسيحيان ايران نيز در اثر آزارها و محدوديتها و احيانا قتل عامها(در زمان شاپور دوم)كه از ناحيه زردشتيان ديده بودند مسلمين را بر زردشتيان مقدم مي دارند و مقدم مسلمين را به ايران گرامي مي شمارند.
مساله پيدايش مسيحيت در ايران ، تحت فشار قرار گرفتن آن، مقاومت و سرسختي مسيحيان در برابر زرتشتي گري و سپس نفوذ و توسعه دين مسيحيت در ايران و در نهايت تمايل برخي از پادشاهان ساساني و گرويدن بسياري از خاندانهاي اصيل زرتشتي به اين دين داستاني عبرت آموز است و نشان دهنده ضعف معنوي دين زرتشت عليرغم قدرت روحانيون آن دين در ميان ايرانيان است.
شهيد مطهري در كتاب خدمات متقابل اسلام و ايران مي نويسد: اگر اسلام به ايران نيامده بود ،مسيحيت ايران را مي گرفت و آيين زرتشت يه دست عيسويت تباه مي شد.همچنانكه كيشهاي مانوي ومزدكي نيز از داخل ايران ظهور كرده بودند رقيبهاي سرسخت ديگري براي آيين زرتشتي بودند وزردشتيان كينه شديدي نسبت به آنها داشتند و به همين دليل است كه زردشتيان ايران مانويها و مزدكيها و حتي مسيحيها را بيشتر از مسلمانان دشمن مي دانستند.در دوره اسلام مكرر شاهد همكاري روحانيون زرتشتي با مسلمانان عليه مانويها و مزدكيها هستيم.از سوي ديگر مسيحيان ايران نيز در اثر آزارها و محدوديتها و احيانا قتل عامها(در زمان شاپور دوم)كه از ناحيه زردشتيان ديده بودند مسلمين را بر زردشتيان مقدم مي دارند و مقدم مسلمين را به ايران گرامي مي شمارند.
یا علی مددی

داخل پرانتزي: هدف از معرفي دين زرتشت در اين چند پست صرفا جهت معرفي اديان قبل از اسلام در ايران بوده تا بهتر بتونم فضاي سياسي ، اجتماعي و مذهبي ايران ساساني رو ترسيم كنم.
سعيد نفيسي در كتاب تاريخ اجتماعي ايران مي نويسد: مهمترين سبب آشفتگي اوضاع ايران در دوره ساساني اين بوده كه پيش از پادشاهي اين خاندان، همه مردم ايران پيرو دين زرتشت نبودند.و اردشير بابكان چون موبدزاده بود و به ياري روحانيون زرتشتي به سلطنت رسيد به هر وسيله كه بود دين نياكان خود را انتشارداد و چون پايه تخت ساسانيان بر پشتيباني موبدان قرار گرفت ، از همان ابتدا روحانيون نيروي بسياري در ايران يافتند.(قابل توجه پان ايرانيست هايي كه امروز ادعا مي كنند ايران از آن زرتشتيهاست!)
يكي از مطالب جالب توجه اينكه، رابطه دين زرتشت با ساير اديان بخصوص كشورهاي همسايه ايران، بر مبناي احترام متقابل نبود.ساسانيان با در پيش گرفتن سياست خشونت آميز در مقابل ساير اديان ، مي خواستند به زور شمشير دين زرتشت، ديني عالم گير شود. نمونه آن قرنها درگيري ارمنيها و زرتشتيها بود .(ارمنيها ابتدا بت پرست بودند و در سال 302 ميلادي به مسيحيت روي آوردند.)اين درگيري كه نوعي جنگ فرسايشي بود در نهايت باعث ضعف نظامي ساسانيان گرديد.
سعيد نفيسي در كتاب تاريخ اجتماعي ايران مي نويسد: مهمترين سبب آشفتگي اوضاع ايران در دوره ساساني اين بوده كه پيش از پادشاهي اين خاندان، همه مردم ايران پيرو دين زرتشت نبودند.و اردشير بابكان چون موبدزاده بود و به ياري روحانيون زرتشتي به سلطنت رسيد به هر وسيله كه بود دين نياكان خود را انتشارداد و چون پايه تخت ساسانيان بر پشتيباني موبدان قرار گرفت ، از همان ابتدا روحانيون نيروي بسياري در ايران يافتند.(قابل توجه پان ايرانيست هايي كه امروز ادعا مي كنند ايران از آن زرتشتيهاست!)
يكي از مطالب جالب توجه اينكه، رابطه دين زرتشت با ساير اديان بخصوص كشورهاي همسايه ايران، بر مبناي احترام متقابل نبود.ساسانيان با در پيش گرفتن سياست خشونت آميز در مقابل ساير اديان ، مي خواستند به زور شمشير دين زرتشت، ديني عالم گير شود. نمونه آن قرنها درگيري ارمنيها و زرتشتيها بود .(ارمنيها ابتدا بت پرست بودند و در سال 302 ميلادي به مسيحيت روي آوردند.)اين درگيري كه نوعي جنگ فرسايشي بود در نهايت باعث ضعف نظامي ساسانيان گرديد.
یاعلی مددی

كريسين سن در كتاب ((ايران در زمان ساسانيان)) مينويسد: روحانيون زرتشتي بسيار متعصب بودند وهيچ ديانتي را در داخل كشور تجويز نمي كردند.ليكن اين تعصب بيشتر مبتني برعلل سياسي بود. دين زرتشت ديانت تبليغي نبود و روساي آن داعيه نجات و رستگاري ابناء بشر را نداشتند.اما در داخل كشور مدعي تسلط تام و مطلق بودند.پيروان ساير اديان را رعيت مي شمردند. البته سختگيري هاي مذهبي در همه ادوار حكومت ساساني يكسان نبوده بلكه داراي فراز و نشيب مقطعي بوده است.شاپور اول ، يزدگرد اول و خسرو انوشيروان لا اقل در قسمتي از دوران حكومت خود، روش آزادمنشانه اي نسبت به اتباع ساير مذاهب داشته اند.
در پستهاي بعدي از اين موضوع بيشتر خواهيم نوشت.
يا علي مددي
در پستهاي بعدي از اين موضوع بيشتر خواهيم نوشت.
يا علي مددي







