یکی از دوستان شفیق ما نحوه تعامل دو فلسفه بودیسم و کنفوسیانیزم(فلسفه کنفوسیوس )را خواسته بودند.اگرچه این موضوع خارج از سلسله بحثهای این وبلاگ است اما در حد بضاعت به این مقوله خواهیم پرداخت.
فلسفه بودا و کنفوسیوس تقریبا در یک مقطع زمانی(به فاصله دویست سیصد سال)ظهور و رشد و نمو پیدا کردند.مبدع هردو فیلسوف بودند و ادعای پیامبری نداشتند.بودا به کلی قائل به حذف خدا و عدم پرستش خدا یا خدایان بوده و کنفوسیوس نیز اگرچه منکر خدا نبود اما عملا در آداب آیینی شان اعتنایی به این مقوله نداشتند.این دو فلسفه به دلیل نقاط اشتراکشان و داشتن روح دنیا گریزی و پرداختن به امور درونی و روحی انسان ، در کنار یکدیگر مشکلی نداشتند و به نوعی همزیستی مسالمت آمیزی را با یکدیگر داشتند.بنا بر این دلیلی برای خصومت و اختلاف با یکدیگر نداشتند.بودا بر سه اصل سیرت(اخلاق) و حکمت و تمرکز(ذن) استوار است.این اصول در کنفوسیانیزم نیز کم و بیش حاکم است. نکته جالب اینکه آیین بودایی و کنفوسیوس از جمله آیینهایی هستند که مقوله پرستش را یا نفی کرده اند و یا به آن بی اعتنا بوده اند ، با این حال بیشترین معابد و پرستشگاه ها در دنیا به این دو آیین تعلق دارد.
یا علی مددی







